سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
172
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
ميدهند كه براى مشبّه امرى را اثبات مىكنند كه از مختصّات مشبّه به مىباشد اين تشبيه را استعاره بالكنايه يا مكنّى عنها خوانده و اثبات آن امر براى مشبّه را استعاره تخييليّه گويند . شارح گويد : فصل در بيان و شرح استعاره بالكنايه و استعاره تخييليه استعاره بالكنايه و تخييليّه چون از نظر مصنّف دو امر معنوى بوده و داخل مجاز نيستند لذا براى آنها فصلى جداگانه قرار داد تا بطور مستوفى و مبسوط از معانى كه لفظ استعاره بر آنها اطلاق مىشود بحث نمايد لذا مىگويد : گاهى تشبيه را در نفس مضمر و مستتر مىگيرند و به هيچيك از اركان تشبيه غير مشبّه تصريح نمىكنند . و اگر گفته شود : ذكر مشبّهبه در باب تشبيه لازم و واجب است پس چطور مصنّف مىگويد به هيچيك از اركان تشبيه غير مشبّه تصريح نمىكنند . در جواب مىگوئيم : امّا وجوب ذكر مشبّهبه فقط در باب تشبيه اصطلاحى است و قبلا گفتيم كه آن غير از استعاره بالكنايه است و ما صحبت و سخن در اطراف استعاره بالكنايه داريم . و بهرصورت دليل بر تشبيه مضمر در نفس آنست كه براى مشبه امرى كه به مشبّهبه اختصاص دارد اثبات مىشود بدون اينكه امرى حسى